سلام به روی ماهتون. روزاتون قشنگ و شباتون پر ستاره انشاا... . بگو انشاا...
اگه تعریف هدف رو اینجوری که من گفتم پسندیدی و به دلت نشست که حتما نشست،
(هفته بعد!!)
(یادت نره، قرارمون این بود که از این به بعد به جای کلمه "هدف" ، از کلمه "آرزو" استفاده کنیم. پس آرزو همون هدفه...)
اینا هم سرفصلهای بعد از حرکته. خودتون رو حرکت بدین؛ اینا رو هم بزودی بهتون میگم...
دوستون دارم...
واقعا ، اگه الان نه! پس کی؟!
حرف من
هدف به زبان ساده یعنی آرزو! به همین سادگی. هرکسی که هدف داره یعنی
یه آرزو داره؛ بنابراین هرکسی که آرزو داره آدم هدفمندیه. شاید حالا زندگیهای بی
هدفمون معنی پیدا کرد! زندگیهایی که خالی از آرزو هستن...
تا حالا به کلمه آرزو فکر کردین؟! کلمه آرزو مختصر شده کلمه
"آر زود" هست. یعنی زود بیار!! جالب نیست... آرزو چیزیه که مشتاقیم زود
بدستش بیاریم. پس اگه اشتیاقی برای بدست آوردنش نداریم، پس اون آرزو نیست...
یه معنی دیگه ی آرزو ، خواسته ی بزرگه. آدما خواسته های بزرگشون
آرزوهاشونه؛ اینطور نیست؟!
نیازهای ما هم میتونن جزو آرزوهامون باشن؛ اما آرزوهای کوچیک ما
هستن. و خیلی اوقات اینقدر درگیر آرزوهای کوچیک کوچیکمون میشیم که یادمون میره
آرزوهای بزرگ هستن که خوشبختمون میکنن.
نیازها آرزوهای کوچیک و خواسته ها
آرزوهای بزرگ ما هستن. اینو حفظش کن... فرقشون با هم تو اینه که عموما نیازها در
ما اشتیاق ایجاد نمیکنن بلکه یه نوع اجبار و ناچاری پشتشون هست که مجبوریم
برآوردشون کنیم که اگه جبرشون رو ورداریم دیگه آرزوی ما نیستن! اما خواسته ها از
سر میل و رغبت و دوست داشتنه که خواستمون میشن. بدون هیچ جبر و ناچاری. واسه همینه
که در ما اشتیاق ایجاد میکنن که بدستشون بیاریم و بدستشون میاریم. نیازها کمبودهای ما رو جبران میکنن یعنی مارو از زیر صفر به صفر میرسونن یا به زبون دیگه قیمت زندگی ما رو حفظ میکنن که اگه بر طرف نشن قیمت زندگیمون پایین میفته! اما خواسته ها همیشه بالای صفر هستن یعنی به ما و زندگیمون اضافه میکنن، یعنی قیمت خودمون و زندگیمون رو افزایش میدن... پس از این به بعد نیازهامون رو از خواسته هامون جدا کنیم. قاطی کردن اینا حرکت زندگیمون رو مختل میکنه.
خواسته های بزرگ
آرزوهای بزرگ میارن و آرزوهای بزرگ خواسته های بزرگ؛ و هرچی خواسته های شما بزرگتر
باشه ، اشتیاقتون رو برای رسیدن به اون سوزانتر میکنه و اشتیاق سوزان رمز
بدست آوردن آرزوهای بزرگه...
یاد بگیریم هرجا کلمه هدف رو شنیدیم فورا کلمه آرزو رو جایگزینش
کنیم. برامون قابل فهم تر و دوستداشتنی تره. از همه مهمتر درونمون اشتیاق ایجاد
میکنه. اینطور نیست؟
پس
هدف = آرزو
آرزو = خواسته های بزرگ
خواسته های بزرگ = اشتیاق سوزان
اشتیاق سوزان = حرکت
حرکت = موفقیت
زندگیتون پر آرزو، وجودتون همواره سرشار از اشتیاق سوزان، و موفقیت
نوش جوووووونتون. انشاا... . بگو انشاا...
اگه تعریف هدف رو اینجوری که من گفتم پسندیدی و به دلت نشست که حتما نشست،
اینجوری
هدف گذاری میکنن!: (فقط جمله به جملشون رو جدی بگیر و فقط یکبار برو توی حس و امتحانشون کن. لطفا حتما اینکارو بکن...)
1-
رویاپردازی
و ساختن آرزو (یعنی ساختن هدف)
رویاپردازی
کن... بذار خیالت هر جا دلش میخواد پرواز کنه! یه کاغذ سفید بردار ، پاتو رو پات
بنداز، 5تا نفس عمیق بکش (حتما بکش) جوری که اکسیژن به آخرین بافتهای ریه هات برسه، چشماتو
ببند، حالا با یه لبخند ملیح که خودت خوشت بیاد به خیالت بوسه بزن و بپرونش. واقعا
ببوسش بعد بپرونش! نشون بده که چقدر خیالت رو دوست داری. باور کن اونم زیباترین ها
رو برات نقش میزنه. (نترس بِهت نمیگن دیوونه! داری در لحظه بودن رو تمرین میکنی). حالا هر چی برات نقش میزنه رو
روی کاغذ سفیدِ توی دستت بنویس. خیلی از ما آدم بزرگا توانایی خیالپردازی رو از دست
دادیم و این وحشتناکه!!!. یادت باشه با خیالپردازیه که آرزو به وجود میاد و با
آرزو میتونی هنوز به آینده امیدوار باشی و هر کجا امید باشه، موفقیت هم هست.
خُب
پس تکلیف این هفتت خیالپردازیه. می خوام بتونی یه لیست خوب از تخیلها و ایده های
مختلفت جمع کنی. لیستت باید حداقل ۲۵تا ایده ی نشأت گرفته از تخیلت داشته باشه،
درمورد اینکه می خوای چی کار کنی یا چی داشته باشی.
کاغذت
رو که پر کردی، دو روز میذاریش کنار و زندگیتو میکنی انگارنه انگار که خیالپردازی
کردی!...
2-
گلچین
آرزوها
میبینم
چهرت گل انداخته! هفته خیالپردازی چطور بود؟ خدارو شکر که سرحالی. حالا کاغذ
آرزوهاتو وردار بیار ببینیم چه خبره؟!
واسه
هر آرزویی که نوشتی از خودت بپرس چرا؟ اگه نتونستی تویه جمله بیان کنی که
چرا یه همچین خیالی کردی یا چرا میخوای به اون برسی، اون یه ایده یا آرزو نیست و
نیمتونه واسه تو هدف باشه. بی معطلی خطش بزن؛ خلاص.
حالا
چندتا آرزوت موند؟! ...(هیچی؟!!! پس اونا خیال و آرزو نبودن توهّم بودن. یه بار
دیگه از اول شروع کن، پاروپا، نفس عمیق ... )
حالا
این سؤالات رو واسه هر کدوم از آرزوهای موندت، از خودت بپرس:
-
واقعا این
آرزوی منه؟ یا دیگران میخوان که من به این آرزو برسم؟
-
این آرزو،
کار صحیح و درستیه؟
-
واسه
کسایی که تو این آرزو دخیل هستن، عادلانه و منصفانست؟
-
با
آرزوهای دیگم تطابق داره یا منو از رسیدن به اونها محروم میکنه؟
-
اونقدر
میتونم براش احساس بذارم که برای رسیدن بهش متعهد بشم؟
-
میتونم
خودمو تصور کنم که به این آرزوم رسیدم؟ (اگه نتونی خودتو توی آرزوت تصور کنی،
توانایی رسیدن بهش رو نداری!)
باید
بتونی برای آرزوهات به همه سؤالات بالا پاسخ مثبت بدی، اگه یکیش منفی در اومد روی
اون آرزوتم خط بکش. نترس خط بکش داری به آرزوی واقعیِ دست یافتنیت نزدیک میشی...
خداقوت دل انگیز... هفته بعد منتظرتم...
3-
تأیید
آرزو
به
به، میبینم کلی کاغذ خراب کردی تا آرزوهاتو پیدا کنی!! عیب نداره ارزشش رو داشت.
حالا احساس بهتری برای آرزوهات داری و از همه مهمتر اینکه فرق بین آرزو و توهّم رو
داری احساس میکنی و تشخیص میدی...
خُب
حالا وقت تأیید آرزوهاست. خیلی ساده است! آرزوت باید حداقل به یکی از سؤالای زیر
جواب مثبت بده. اگه داد، نوش جانت این آرزوت ارزشمنده. هر سؤال یه درجه ارزش داره،
بنابراین هرچی آرزوت به سؤالای بیشتری جواب مثبت بده، ارزش اون آرزو بیشتره. به
همین سادگی. حالا شروع کن از خودت بپرس که اگه به این آرزوت برسی:
1)
تورو خوشبخت
تر می کنه؟
2)
تورو
سلامت تر میکنه؟
3)
تورو
ثروتمندتر میکنه؟
4)
باعث می شه
دوستای بیشتری پیدا کنی؟
5)
بهت آرامش
فکری می ده؟
6)
تورو
مطمئن و استوارتر می کنه؟
7)
روابط تورو
با دیگران بهتر می کنه؟
چندتا
نکته خیلی مهم:
-
اگه
آرزوتون به هیچ کدوم از این سؤالا پاسخ مثبت نداد، اصلا فکر نکن، فقط خطش بزن.
اینا هوسها و امیال زودگذر ماست...
-
وقتی
میخوای جواب بدی، حتما خانوادت رو در نظر بگیر.
-
و حواست باشه که لذت رو با خوشبختی اشتباه نگیری.
آرزو میکنی که لذت ببری؟ یا آرزو میکنی که خوشبخت بشی؟! اگه خانوادت رو در نظر
نگیری، توی تله آرزوهات گیر میفتی. خاصیت لذت کوتاهه ولی خاصیت خوشبختی بلند مدته
که اگه نصیبت بشه (انشاا...) حالا حالاها از خوشبختی خلاص نمیشی!...
4-
اولویت
بندی و انتخاب آرزوی اول
عالیه.
حالا میبینم که چندتا آرزوی خوشگل، رو کاغذت داری. فوق العادست. تبریک میگم. تا
چندوقت پیش توی "بودن و موندن" خودت گیر کرده بودی! ولی حالا گام
اول برای "شدن و رفتن" رو برداشتی. حالا میتونی یه نوشابه
خانواده واسه خودت باز کنی. نوش جااااااااااانت...
خُب،
اگه یه آرزو روی کاغذت نوشتی، که خُب، کاری نداریم! میریم واسه مرحله بعد... اما اگه
چندتا آرزو ثبت کردی، باید به ترتیب اهمیتشون درجه بندی بشن. چه جوری؟! خوب این
دیگه به خودت مربوطه! من نمیتونم کمکت کنم چون من، "تو" نیستم! شاید اونچیزی که واسه
من اهمیت داره واسه تو ضرورتی نداشته باشه. بنابراین خودت باید فکر کنی و تصمیم
بگیری. مطمئنا آرزویی که بیشتر روی زندگیت تأثیر میذاره از همه مهمتره. اما باید
در نظر داشته باشی که بعضی وقتا آرزوهای کوچیکتر راه رو برای آرزوهای بزرگتر باز
میکنه... نمیخوام گیجِت کنم، عصبی نشو! یواش یواش یاد میگیری که چه جوری توی آرزوهای کوچیکت گیر نیفتی و چه جوری ازشون برای آرزوهای بزرگت استفاده کنی!...
پیشنهاد میدم یه آرزوی جمع و جور رو که زود
میتونی بهش برسی رو انتخاب کنی. چون اگه درک و لذت رسیدن به آرزو رو بچشی، تَرسِت از
بدست آوردن آرزوهای بزرگ میریزه و به طور باور نکردنی درونت انگیزه پیدا میکنی که
آرزوهای بزرگتر کنی و بهشون برسی... پس یالا ، یه آرزو انتخاب کن.
5-
طبقه بندی
زمانی آرزوها
خُب،
چطوری؟ مسلمه که خوبی. (این چه سؤالیه که پرسیدم!!) الان یه راهی میخوام بهت یاد بدم
که بتونی چندتا آرزوت رو با هم برآورده کنی!
آرزوهایی رو که روی کاغذت نوشته بودی
رو به سه دسته جداگانه، اینطوری تقسیم کن:
-
آرزوهای
کوتاه مدت (مدت زمان رسیدن به آرزو حداکثر 1ماه باشه)
-
آرزوهای
میان مدت (مدت زمان رسیدن به آرزو حداکثر 1سال باشه)
-
آرزوهای
بلند مدت ( مدت زمان رسیدن به آرزو بیش از 1سال باشه... نترس آرزوهای 5ساله یا 10
ساله انتخاب کن. این آرزوهاته که جهت و چیستیِ زندگیت رو مشخص میکنه! 10 سالِ دیگه، تو، یه آدمی شدی.
یه شخصیتی شدی. دوست داری کی شده باشی؟! چی ببیننت؟!... پس یادداشت کن: امروز،
اولین روز 10 سال دیگه توست... پس شروع کن.)
آرزوهاتون
باید اونقدر بزرگ باشه که توانائیهاتون رو افزایش بده.
بعضی
از آرزوهاتون باید در درازمدت محقق بشه تا شور و شوق شما رو حفظ کنه و ناکامیهاتون
رو توی آرزوهای کوتاه مدت کاهش بده.
بعضی
از آرزوهاتون هم باید کوچیک یا کوتاه مدت باشه تا شما رو منظم کنه...
6-
خواستن
آرزو
تو
عزیز دلمی با اینهمه آرزوهای قشنگت...
تو تا اینجا با کارایی که گفتم و کردی،
آرزوت رو به مرز خواستن رسوندیش؛ اما هنوز به خواسته تبدیل نشده! وقتی آرزوت به
خواستت تبدیل میشه که در تو تعهد ایجاد کرده باشه. تعهدِ چی؟! تعهدِ به دست آوردن
آرزوت. خِیلیامون آرزو داریم، ولی چون نخواستیم ، همیشه، موندن به دلمون!!
آرزو باید خواسته بشه. طلب شِه. اگه این کار نشه، آرزو همیشه توی خیال میمونه و به
سمت واقعیت نمیاد... واسه اینکار باید اینقدر آرزوت رو بزرگ کنی، اینقدر آرزوت رو
مهمش کنی و اینقدر آرزوت رو دوست داشته باشی که درونت شوق ایجاد کنه و به وَجدِت
بیاره. پس خوب به آرزوهات فکر کن. نترس بزرگترین هاشون رو انتخاب کن.
و
همیشه یادت باشه، وقتی تو به آرزوت قکر میکنی، آرزوت رو داری به طرف خودت میاری و
وقتی به سمت آرزوت قدمی برمیداری، خودت رو به سمت آرزوت حرکت میدی! بنابراین وقتی
هر دوتون به سمت هم حرکت میکنین، زودتر به هم میرسین. به همین سادگی. پس به آرزوت
فکر کن. وقتی بهش فکر میکنی آرزوت به سمتت میاد؛ هرچی بیشتر به تو نزدیک تر میشه
تو شوق بیشتری بهش پیدا میکنی و همین شوق باعث میشه تو هم به سمت آرزوت حرکت کنی.
شوق باعث حرکتت میشه نه چیز دیگه... پس
آرزوت رو به خواسته تبدیل کن تا برات شوق بیاره...
7-
نوشتن و
پردازش آرزوی اول
نوشتن،
نوشتن، نوشتن... هر چقدر در مورد اعجازش بِگم، کم گفتم! در معجزه نوشتن همین بس که
خدای حکیم من و تو، بهش قسم خورده ( ن و القلم) ... داداش من بنویس؛ آبجی من بنویس، برارم بنویس، خورزومال بنویس، رِی بنویس، کاکو بنویس، خالو بنویس، گارداش بنویس، کاک بنویس، اِو آباد بنویس، نوکرتم بنویس، بابابنویس، فقط بنوییییییییییییییییییس...
آرزوت
رو بنویس و خوب بال و پرش بده. نترس هر چقدر دوست داری به آرزوت رنگ بده، کم کن ،
زیاد کن، کوچیک کن، بزرگ کن...
ببین
چه چیزایی میتونی بهش اضافه کنی، اضافه کن. فقط نترس. این نِوشتَنای بی مهابا باعث
میشه که، وقتی میخوای آرزوت رو هَرَس کنی، فقط زوائد رو بزنی و اصل کاری رو با
تمامِ خواصش نگه داری. فقط حواست باشه
اونقدر شاخ و برگ بهش ندی که آرزوت داخلش گم بشه!! ...
بعدش
بیا با این سؤالا، آرزوت رو هَرَس کن:
- زمان رسیدن به آرزوت، با اندازه و شکل و شمایلش تطابق داره؟
- مخلفاتی که به آرزوت اضافه کردی، با آرزوت تناسب داره؟
- چیز اضافیِ غیر ضروریی هست که بشه حذفش کرد تا زمان رسیدنِ به آرزوت کمتر بشه؟
- توانایی الان تو به اندازه آرزوت هست؟ یا میتونی، توانایی موجودت رو به اندازه انجام آرزوت برسونی؟
- حالا این آرزو رو چقدر میخوای؟ جوری هست که شب از فکرش خوابت نبره یا با فکر اون خوابت ببره؟
- آرزوت اونقدر قدرت داره که تو رو صبح زود از خواب بیدارت کنه؟
- آرزوت رو اونقدر پُر ارزش کردی که بِهت قدرت بِده جلوی همه فازمنفیا وایسی؟
- آرزوت اونقدر دوست داشتنی هست که بخشی از زندگیت رو به خودش اختصاص بده؟
- .....
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا بر منتهای مطلب خود کامران شدم
8-
بررسی و
شناخت وضعیت موجود شخصی و اجتماعی
اوووووووووووووم
. چه هوای خوبیه!! واقعا وقتی آدم آرزو داره چقدر زندگی خوشگل میشه. تازه میفهمه
که باید چیکار بکنه. و تازه میفهمه که چطور باید زندگی کنه... زندگیتون سلامت و پر
از خوشبختی انشاا... . بگو انشاا.... . ...
تو
باید دوتا کار بکنی: اول اینکه خودتو واسه خودت مشخص کنی که کی هستی و چی هستی و
وضعیت الانت چیه؟
بی
رودربایستی خودتو بزار جلوت و این موضوعات رو مشخص کن:
-
دانش چی
داری؟ (توی مملکت ما منظور از دانش مدرک تحصیلیه!!!!!!!!!!! اینجا دیگه
خودتی و خودت! قرار نیست خودتم گول بزنی. پس اگه دانشِ اون مدرک رو داری، ناز شصتت؛
بنویس؛ در غیر اینصورت مدرکت رو جزو اعتبارت بیار نه دانشت...)
-
مهارت چی
داری؟ یعنی چه کارایی بلدی انجام بدی؟ (از فن و صنعت بگیر تا هنر و ورزش و
... هرچی. بنویس)
-
ارتباطاتت
چطوره؟ یعنی چندتا آدم حسابی، چقدر قبولت دارن؟! و چندتا از اینا توی مسیر آرزوت قرار گرفتن؟
-
پول و مال
چی داری؟ یعنی حساب بانکی خودت و بابات چطوره؟!
-
در چه
مکان و زمانی هستی؟ یعنی توی چه شهر و کشوری و چه سالی و چه رئیس جمهوری هستی؟!
یه
نکته خیلی مهم رو هیچ وقت فراموش نکن: حتما باید حداقل یکی از 4مورد اولِ بالا رو داشته
باشی؛ خوبشم داشته باشی؛ وگرنه آرزوت رو دو دستی تقدیم دیگران کردی!!!
دوم
اینکه کجا زندگی میکنی و وضعیت اجتماعت چیه؟ مهمه که آرزوت کجا میخواد برآورده
بشه! تا وقتی که یه آدم معمولیِ پیزوری! هستی کسی نگاتَم نمیکنه. کافیه فقط سرت
بِجُنبه (وای به حال اینکه بخواد زندگیت بجنبه!) اونوقته که آدما از خودشون رونمایی
میکنن؛ اونوقته که میتونی دوست رو از دشمن تشخیص بدی؛ اونوقته که گرگا میرن تو
لباس میش! اونوقته که حسودا چشماشون واسه زخم زدن بکار میفته و از شدت فعالیت
میترکه! اونوقته که مگسا جمع میشن واسه شیرینی (بفرما، بفرما..)! اونوقته که
میبینی چقدر تنهایی! اونوقته که میفهمی احمق بودن کار سختی نیست (فقط کافیه آرزو
نداشته باشی)! اونوقت میفهمی که دوست، پیدا کردنی نیست درست کردنیه؛ اونوقته که
قدر خانواده باحال و رفیق فابریک رو میدونی؛ اونوقته که میفهمی آرزو داشتن، آدمو
مَرررررررد میکنه (خانوما شمشیر نَکِشن، منظورم از مرد، هویته نه جنسیت. پس شما هم میتونید
مرد بشید ولی از من میشنوید نشید دیگه خود دانید...!)؛ آره عزیزم اینجوریاست. پس
این موضوعات رو هم در نظر بگیر:
-
جغرافیای
زندگیت کجاست؟
-
بوم و
فرهنگ زندگی منطقه چه جوریه؟
-
اگه آرزوت
خیلی شخصی نیست و به اجتماعتم برمیگرده، نیازهای منطقه چیه؟ (نیازشناسی کن)
-
وضعیت
سیاسی و اقتصادی منطقه چه سطحیه؟
-
امکانات و
امتیازات منطقه ت چیه؟
9-
مشورت
وضعیت
خودتو توی مشورت کردن ببین؟ نه، ببین؟! خجالت نکش ببین؟! خوب من چیزی ندارم بهت
بگم جز اینکه مشورت کن. آره مشورت کن؛ کوچیک نمیشی مشورت کن. آبروت نمیره مشورت
کن. دیگران دست میندازن؟! باشه مشورت کن. میمیری اگه مشورت کنی؟! حتما مشورت کن...
(حداقل یه دنیا رو از دست خودت خلاص میکنی... والا...)
اگه
نَمُردی و مشورت گرفتی، به بَه بَه و چَه چَهاشون
زیاد اهمیت نده! به اَه اَه و اوق اوقاشون دقت کن. از اَه اَها ناراحت نشو و فرار
نکن، دقیقا کلید گیر و گورای آرزوت توی همیناست. کم نیار و خوب به انتقاد و
دادبیداداشون گوش بده. بعد بهشون خوب فکر کن و روی کاغذ آرزوهات تجزیه و تحلیلشون
کن. اونایی که میشناسیشون و براشون راه حل داری که هیچ ، حل شد تمام. اما اوناییکه
راه حلی براشون نداری، اصلا ساده نگیر. نکنه سادگیش فریبت بده، وسط آرزوی نصفه
نیمت، بد گیرِت میندازها! از ما گفتن ...
10-
برنامه
ریزی و زمانبندی اجرای آرزو
آی
جونم، میببینم که کلی بزرگ شدی!! تازه خودتو شناختی نه؟! دمت گرم...
حالا
وقت برنامه ریزی برای رسیدن به آرزوته. یالایالا ، هرچی تا امروز نوشتی رو وردار
بیار (بدخط، خوش خط، کج، راست، ریز، درشت) هرچی هرچی... حالا هرکدوم از نوشته ها و
اطلاعاتت رو اینطوری دسته بندی کن:
1-
آرزو:
2-
تاریخ
رسیدن به آرزو:
3-
جزئیات
آرزو:
4-
لیست
کارهای لازم الاجرا برای رسیدن به آرزو:
5-
زمانبندی
کارهای لازم الاجرا برای رسیدن به آرزو:
6-
لیست
امکانات موجود من:
7-
لیست
امکانات موجود منطقه:
8-
لیست آدمهایی
که میتونن کمک کنن:
9-
لیست
آدمهایی که باید کمک کنن:
10-
لیست
موضوعاتی که باید آموزش ببینم:
11-
میزان پول
نقدم:
12-
میزان
اعتبار پولیم پیش خانواده و دوستان:
13-
میزان
اعتبار بانکیم:
14-
بازنگری و
هماهنگی اجزای برنامه ریزی آرزوم:
15-
چگونگی
هماهنگی با آدمهای مسیر آرزوم:
16-
تعیین
تاریخ شروع:
11-
تآمین
منابع
خب
حالت چطوره؟ کم آوردی؟! کجاها؟... نگران
نباش ، خاصیت برنامه ریزی همینه که بفهمی کجاها کم داری، ضعف داری تا براشون راه
حل پیدا کنی. حواست باشه بعضی وقتا توی مسیر، خسته میشی. آدمای ضعیف دنبال بهانن
تا یه جوری آرزوشون رو بزارن کنار بعد بشین واسه دیگران توجیه کنن که ما میخواستیم
ولی نشد!! اما اونیکه آرزوش یه آرزوی درست حسابیه مثل خودش، وقتی خسته میشه سریع
یه برنامه استراحت واسه خودش میچینه و دوباره با یه انرژی فوق العاده برمیگرده توی
مسیر آرزو. خلاصه کم نمیاره...
واسه
رسیدن به آرزو باید چندتا منبع داشته باشی. اگه نداری باید تأمینشون کنی:
1-
منبع
احساس و انرژی: واسه پُر و پیمون کردن خودت و هم قطارات...
2-
منبع آدم
حسابی: واسه فکر کردن و کار کردن و مشورت گرفتن...
3-
منبع دانش
و مهارت: واسه کار درست انجام دادن و درست انجام دادن کارها...
4-
منبع
مالی: واسه تأمین پول و پَله شروع کار و تو راه نموندن...
5-
منبع
اعتبار: واسه سرعت دادن به کارها و پشتیبانی اونها...
6-
و منبع
استراحت و بازسازی انرژی: واسه پیوسته و با قدرت و با امید کار کردن...
همه
این منابع رو نیاز داری. سعی کن همیشه چپت پُر باشه...
12-
تعیین
شاخصها و معیارها (استاندارد آرزو)
میگن
هرچی بکاری همون رو برداشت میکنی. نمیتونی گندم بکاری و جاش گلابی برداشت کنی! اما
میتونی یه دونه گندم بکاری 70تا دونه برداشت کنی! به شرطی که بذر خوب بکاری و
نگهداری به موقع و عالی داشته باشی. حتما برداشت عالی خواهی داشت البته اگه خدا
بخواد (که قسمت مهمشم همینه. خواست خدا...) ...
آرزوی
تو بذرته. من نمیدونم چه جوری بعضیا بدون بذر آرزو، صبح تا شب جون میکنن تا سر
سال برداشت کنن! و وقتی چیزی تو زمینشون رشد نمیکنه میگن "اگه ما شانس داشتیم
اسممون رو میذاشتن شانسلی!!! (حکایت، حکایتِ رفیق ماست که هر روز متوسل به امام رضا(ع) (قربونش برم) میشده و درخواست میکرد که: یا امام رضا کاری کن که من بتونم جایزه 200 میلیون تومنی بانک رو ببرم!... . یکسال زاری و التماس میکنه اما خبری نمیشه! تا اینکه یه شب امام رضا (ع) به خوابش میاد و میگه: آخه خدا رو کولت! تو یه حساب توی اون بانک باز کن که من بتونم برندت کنم!!! بدون حساب چه جوری برندت کنم؟!" ... )
خدائیش تو
اینجوری نیستی؟!!... مگه بدون باز کردن حساب آرزو توی بانک زندگی، میشه برنده جایزه موفقیت و خوشبختی شد؟!...
خوب فکر کن:
-
تو دوست داری
از بذر کاشته شده آرزوت چطور نگهداری کنی؟
-
زمان کشت
بذرت کِی باشه؟
-
زمین بذرت
رو چطور آماده کنی؟
-
میخوای
دیمی بکاری یا آبیاریش کنی؟
-
واسه
تقویته زمین و بذرت از چه موادی استفاده میکنی؟
-
نگهداری و
آبیاری بذرت رو چطور زمانبندی میکنی؟
-
از چه
ابزار و وسایلی برای کاشت و داشت و برداشتت استفاده خواهی کرد؟
-
...
چگونگی
پاسخ به سوالای بالا و تعیین میزان و مقدار و موقع اونها و شیوه انجام اونا، یعنی
شاخص و معیار (یا با کلاسش یعنی استاندارد انجام کار)...
فقط یادت باشه خدا نورِ
آسمونها و زمینه، اگه نور نباشه ، بذرت رشد نمیکنه و توی تاریکی زمین میمیره. پس
هر روز باید یادش کنی. یادش کن. شب و روز یادش کن. هر لحظه یادش کن. بذار لحظه
لحظه زندگیت پرِ نور باشه.
و
خودت و آرزوت رو به نور بسپار. شک نکن اونوقت آرزوت یه آرزوی بهشتی میشه، یعنی
بهترین میشه...
13- حرکت به سوی آرزو
آی
جونم. چه ماه شدی!! حالا آماده سفری، سفر به سوی آرزوت. مقصد مشخص، لوازم مهیا،
چمدان بسته، نقشه راه و گنج توی جیب، ماشین روشن و آماده، همسفرا منتظر، آرزوتم که
مشتاق رسیدن به تو، تو هم سرشار از اشتیاق سوزان برای واقعیت بخشیدن به آرزوت...
پس یاعلی مدد، سفر بی خطر، در پناه خدا انشاا... . بگو انشاا... ...
14- آموزش و انگیزش خودم و اطرافیان
15- کنترل و ارزیابی عملکرد بر مبنای شاخصها (استاندارد تعیین شده)
16- اصلاح برنامه ریزی و بهبود عملکرد
17- رسیدن به آرزو
18- استراحت
19- تعیین هدف دوم و زندگی از نو
















هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر